یادداشت های یک سوپر ولگرد

متن مرتبط با «داستان کوتاه 13 ابان» در سایت یادداشت های یک سوپر ولگرد نوشته شده است

داستان کوتاه 1

  • نیلوبلاگ

    مسعود در حالی که داشت کتری رو آب می کرد تا بزاره روی اجاق گاز، ازم پرسید : حالا زنت کجا رفته؟ نمیدونستم. یه دو سه تا جا بود که هر موقع دعوامون میشد میرفت. دلم میخواست زمان به عقب برگرده. به روزایی که هنوز دستم تو دست مامانم بود و بی هیچ دغدغه ای صبح و شبمو میگذروندم. هوی با توام: میگم زنت کجا رفته؟ میدونی کجاست الان؟ چمدونم بابا...

    ادامه مطلب
  • جدیدترین مطالب منتشر شده

    برچسب‌های مرتبط

    داستان کوتاه | داستان کوتاه 100 کلمه ای | داستان کوتاه 10 صفحه ای | داستان كوتاه+18 | داستان کوتاه 15 صفحه ای | داستان کوتاه 13 ابان | داستان کوتاه 1392 | 100 داستان کوتاه برتر دنیا | داستان کوتاه طنز | داستان های کوتاه 18