
مسعود در حالی که داشت کتری رو آب می کرد تا بزاره روی اجاق گاز، ازم پرسید : حالا زنت کجا رفته؟ نمیدونستم. یه دو سه تا جا بود که هر موقع دعوامون میشد میرفت. دلم میخواست زمان به عقب برگرده. به روزایی که هنوز دستم تو دست مامانم بود و بی هیچ دغدغه ای صبح و شبمو میگذروندم. هوی با توام: میگم زنت کجا رفته؟ میدونی کجاست الان؟ چمدونم بابا...
ادامه مطلب